بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

739

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

و اهل تقوى است وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ و چه چيز دانا گردانيد تو را كه چه چيز است عليون كِتابٌ مَرْقُومٌ آن عليون كتابيست نوشته شده بخطى ظاهر و هويدا يا ختم كرده شده و چون در بعضى احاديث آمده كه عليون سماء سابعه است چنانچه قبل ازين در تفسير قرين اين آيت دانستى بنا برين صحيح آنست كه كتاب مرقوم بحذف مبتدا بيان كتاب الأبرار باشد به اين تقدير كه ان كتاب الأبرار هو كتاب مرقوم لفى عليين يعنى كتاب نيكوكاران و آن كتابيست نوشته شده بخطى ظاهر و و محل آن كتاب در عليين است يعنى در سماء سابعه است يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ مشاهده كنند آن كتاب را فرشتگان كه مقرب درگاه الهىاند و ساكن در عليين‌اند إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ بدرستى كه نيكوكاران در بهشت با نعمت‌اند عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ بر سريرها نشسته نظر كنند بر نعمتهايى كه بايشان داده‌اند و از آن فرحناك كردند تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ بشناسى تو اى نظر كننده در رويهاى اين ابرار طراوت و نازكى نعمتهاى بهشت را يُسْقَوْنَ آشاميده شوند يعنى بياشامند آب را مِنْ رَحِيقٍ از شراب خالص بيغش مَخْتُومٍ خِتامُهُ مِسْكٌ اى مختوم اوانيه بمسك يعنى مهر كرده شده است ظرفهاى آن شراب بمسك بواسطهء نفاست آن چه متعارفست كه چيزهاى نفيس را مهر كنند و بعضى گفته‌اند كه ختام و خاتمه آخر چيز است و فخر رازى و صاحب مجمع البيان تصريح كرده‌اند كه قراءت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام خاتمه مسك است و مراد اينست كه آخر كار شاربين آنست كه رايحهء مشك از آن به مشام ميرسد و فى تفسير على بن ابراهيم « يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ خِتامُهُ مِسْكٌ قال اذا شربه المؤمن وجد رائحة المسك فى فيه » وَ فِي ذلِكَ و دين نعيم يا درين رحيق فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ پس بايد كه رغبت كنند رغبت كنندگان و عملى بجا بيارند كه سبب استحقاق آن گردد